تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز

ابزار و قالب وبلاگبیست تولزکد دعای فرج آقا امام زمان ( عج )
< به وبلاگ من خوش اومدین > پائیز رنگی

پائیز رنگی

پروانه ی دل من در تاری افتاده که عنکبوتش سیر است... نه می تواند پرواز کند... نه بمیرد

اینجا دلتنگی بیداد میکند..پس کجایی؟


این لحظه های زنجیر شده به دلتنگی

خطوط مبهم فاصله را تداعی میکنند.. 

 ..

به پاییز رنگی من خوش آمدید...

دوست خوبم

فقط کپی نکنی که ناراحت میشم

یه دنیا ممنونتم. قربونت. مژگان

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 18:24 ] [ مژگان ] [ ]


وبلاگ دوم من

سلام دوست خوبم

اینم وبلاگ دوم خودمه

شماره صد لینکامم هست

خوشحال میشم سر بزنی :

http://manoghamokhoda.blogfa.com

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 18:16 ] [ مژگان ] [ ]


همیشه دوست دارم

سلام به همه ی دوستای گلم

سال نو همگی مبارک

بیستم تولدم بود یه سال بزرگتر شدم

بیست و یکم یعنی دیروز سالگرد بابام بود

یه سال گذشت خیلی زود گذشت

نمیخوام دوباره اشکتونو دربیارم

اومدم این بار با یه ترانه دیگه از خودم

با سبک خاص و عاشقانه

اولین باره اینجا شاد مینویسم

امیدوارم خوشتون بیاد

راستی ببخشید اگه خبر نمیدم آپم

لینکام خیلی زیادن

تا جایی که بتونم خبر میدم

اما اگرم نشد به بزرگی خودتون ببخشید

فقط دوست خوبم خواهش میکنم شعرامو کپی نکن

تقدیم به همه ی شما که عاشقید:

..

بیا

و 

دستای منو بگیرو

با خودت

ببر منو تا رویا

..

صدام کن

تا که نفس بگیرم

نگام کن

تا که برات بمیرم

..

عشق من..

چقد تو رو دوس دارم

تو باشی 

دلواپسی ندارم

ای که تو 

تموم آرزومی

پا به پا

نه اینکه رو به رومی

..

میخوامت

تا وقتی نفس دارم

با من باش

که بی تو بی قرارم

میدونی چقد تو رو دوس دارم

دوست دارم

..

عشق من

تو میخوای من بمونم

الهی

درد و بلات بجونم

میخوامت

چراشو نمیدونم

واسه تو

آخه من چی بخونم

باور کن

باور کن نمیدونم

..

عشق من

همیشه وفادارم

جونمی

همیشه دوست دارم

عشق تو

شده دارو ندارم

هر لحظه واسه تو بی قرارم

وای تو رو 

چقد من دوست دارم

..

ای قلبم

نفسو جونمی تو

چراغ روشن خونمی تو

یارمی

پناه شونمی تو

میدونم

آخه دیوونمی تو

..

من میخوام

همیشه عاشق باشی

تو دریا 

واسه من قایق باشی

الهی

به عشقم لایق باشی

واسه من گل شقایق باشی

..

عشق من 

تموم دنیامی تو

نفسم

همیشه همرامی تو

مث جون

همیشه باهامی تو

میدونم

چقد خاطر خوامی تو

..

میخوامت


ای بهترین ترانه

میخونم واسه تو عاشقانه

میخوامت

بدون هیچ بهانه

ای عشقه

همیشه جاودانه

[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 16:27 ] [ مژگان ] [ ]


عیدت مبارک عزیزم

وقتشه که تلف بشم از حس سخت بی کسی

از اینکه یکیو بخوای .. بدونی بش نمیرسی

عید اومدو بازم نشد دستاتو تو دس بگیرم

دیگه دارم تموم میشم .. وقتشه بی تو بمیرم

یه ساله دیگم که گذشت به سادگی مث یه باد

نمیدونم چن ساله که منتظرش هستم بیاد

هر روز برای دیدنش لحظه شماری میکنم

کاشکی برای دیدنش میشد یه کاری بکنم

خیلی دلم تنگه برات .. بدجور هوات تو سرمه

عشق تو فضای این خونه .. همین جا دورو ورمه

عید اومدو نیومدی .. تا کی منتظر بمونم؟

میشه بگی تو که میای؟ شاید تا اون وقت نمونم

عید اومدو نیومدی .. بازم بهم سر نزدی

چن ساله که دورو ورم دیگه بالو پر نزدی

چن ساله که نچرخیدی مث قدیم دور سرم

میگفتی که پروانه ای پر میزدی دورو ورم

میگفتی ای کاش شمع بشی بسوزی تا آخر به پام

اما تو روشن نشدی ..نه .. من این عشقو نمیخوام

عید اومدو نیومدی .. هفت سینمو بازم چیدم ..

باز کم آوردم سینمو .. خبری از تو نشنیدم ..

با قلب تیکه تیکه و چشمای خیس و گریونی

میگم مبارک سال نو .. کاشکی بگی پشیمونی

ایشالا این سال جدید سال خوبی برات باشه

کاشکی یه ذره از دلت با دل آتیشم تا شه

..

دوست خوبم

یه وقت کپی نکنی ناراحت میشم

قربانت

[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 1:41 ] [ مژگان ] [ ]


سال نو مبارک

فقط یه هفته مونده تا سال جدیدمو شروع کنم

بدون تو..

امسال اولین سالیه که بدون تو تحویل میشه

بابایی چجوری بدون تو تحویل کنم سالمو؟

تو نیستی که بگی دخترم قرآنو بیار 

بازش کن ببین چه سوره ای میاد

چند آیشو بخون..

بعدش عیدیمو از لای صفحاتش دربیاری 

و بدی دستم..

بخدا خیلی سختمه بدون تو بابا

پارسال بودی

نفس می کشیدی

وقت سال تحویل اومدم رو سرت گفتم

بابا بیدار شو الان سال تحویل میشه

اما قربونت برم بدنت زیر سرم و آمپول اینقد 

خسته بود نتونستی بیدار شی

منم بی صدا رو سرت اشک می ریختم

نذاشتم کسی بفهمه

سال 90 رو تنهایی تحویل کردم 

چون هیچکس احساس خوبی واسه بیدارشدن نداشت

پنج شنبه آخر سالم همه رفتن سرخاک

اما من موندم پیشت

دوس نداشتم تنها بمونی

دلواپست بودم

دوس نداشتم برم سرخاک

اونجا رو دوس نداشتم

چون گفته بودن که تو...

..

ای خدااااااااااااااااااااا

بابا جون من کنارت موندم چون کنار تو آرامش داشتم

بودنت بهم آرامش می داد

کاش بودی بابا

آخه چه وقت رفتنت بود

نمیتونم از تو بنویسم و اشک نریزم

هر کی اسمتو میاره بغض میکنم

بابایی داره سال نو میاد

کجایی که بری واسه سال نو خرید کنی؟

کجایی که با من بیای برم لباس جدید بگیرم

کجایی که بگی دخترم لباس مشکی شگون نداره

رنگی بگیر..

کجایــــــــــــــــی؟

بابا داره یه سال میشه که مشکی تنمه

بخاطرتو تا آخر عمرم عزادارم

نفسم به نفس تو بند بود بابا

میدونی از وقتی رفتی چه حالی دارم؟

مثل کسی هستم که تو کماس

نفس میکشه اما چیزی نمیفهمه

من اینجوریم بابا

..

میخوام امسالم مثل همیشه سال تحویل

کنار تو باشم..

پارسال کنار خودت بودم و امسال میام سر مزارت

از وقتی رفتی اونجا برام آروم ترین جای دنیاس

امسال سفره هفت سینمو رو سنگ قبرت میچینم

و منتظر می مونم تا مث هرسال بوسم کنی 

و عیدیمو از دستای خودت بگیرم..

راستش دیگه عیدا برام معنایی ندارن

 21 فروردین واسه همیشه رفتی

حتی تولدمو بهم تبریک نگفتی

داره کم کم یه سال از نبودنت میگذره

چه زود گذشت

چه دیر میشه فراموش کرد

کاش بودی..

کاش آرزوهامو با خودت به خاک نمی بردی

..

بابا سال جدید پیشاپیش مبارک

خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوست دارم 

..

سال نو همتون مبارک

ببخشید بازم اشکتونو در آوردم خیلی دلم گرفته

سخته کسی رو که دوسش داری از دست بدی..


[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 20:57 ] [ مژگان ] [ ]


چه سخته این جدایی

کم کم صدای پاتو می برم از خاطرم

همین بوده که دیدی .این ظاهرو باطنم

کم کم میخوام یادتو پاک کنم از وجودم

بذار به این فکر کنم که عاشقت نبودم

کم کم دارم رد میشم .. حسی ندارم به تو 

باید بشی فراموش .. بخاطر من برو..

کم کم دارم می میرم .. سختمه بی تو موندن

تنها راهم همینه .. بی تو ترانه خوندن..

کم کم دارم می میرم.. سختمه بی تو باشم

سختمه چند ثانیه بیاد تو نباشم

کم کم میشی فراموش .. شاید چند سال دیگه

منو دوسم نداری .. احساسم اینو میگه

باید برم از اینجا .. سختمه بی وفایی

کم کم دارم آب میشم .. چه سخته این جدایی

کم کم صدای پاهات گم میشن از خیالم 

بذار به این فکر کنم : تو رو دوست ندارم

کم کم میشی فراموش .. بدون تو می خندم

تموم فکرم اینه بازنده یا برندم؟

احساس با تو بودن .. هر لحظه تو رو دیدن

رویای خیلی نابه .. به آرزوم رسیدن..

  

دوست خوبم لطفا شعرامو کپی نکن

ممنونتم

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 10:19 ] [ مژگان ] [ ]


حس خیلی بدی دارم..


خیلی سخته که بدونی رفته و برنمی گرده.. 

حس خیلی بدی دارم.. حسی که آخر درده..

خیلی سخته که بفهمی دلخوشی بود همه حرفاش

حتی باورت نداشته.. کاش نمیفهمیدی.. ای کاش..

تو سکوتم صد تا حرفه.. توی حرفام بی صدایی.. 

چجوری بگم چجورم؟ به خدا نمونده نایی..


شبا با یاد نگاهت ..

روزا با مرور حرفات.. 

هر لحظه با خاطراتت..

با حس مبهم چشمات.. 

حالو روزمو میبینی؟

نفسام..نگام..غرورم.. 

همه ارزونیه چشمات..

وقتی از تو خیلی دورم.. 

همه دنیام شده یادت..

لحظه هام شدن فراموش.. 

روزی صد دفه میگیرم

خاطراتتو به آغوش.. 

راحت بگم؟ " من شدم تو "

کاش بفهمی حالو روزم.. 

چه فرقی میکنه نیستی..

وقتی من دارم میسوزم.. 

حس خیلی بدی دارم 

کاش بفهمی من چجورم..

خیلی سخته بی تو موندن

اما من خیلی صبورم.. 

خیلی سخته که بفهمی موندنش بهونه بوده

که تو رو دوستت نداشته..که فقط دیوونه بوده

خیلی سخته..خیلی سخته..

چجوری دووم بیارم؟

همه دنیام یه نگاه بود..

حالا دنیایی ندارم.. 

تو.. نگاهت.. مهربونیت.. 

خنده های ناز لبهات.. 

وای دارم دیوونه میشم

از یادم نمیره حرفات 

مگه میشه بری از یاد؟

مگه میشه بی وفا شم؟

وقتی دنیام یه نگاته مگه میشه بی تو باشم؟

رفتی و خبر ندارم که حالت الان چجوره..

هنوز باورم نمیشه.. دیگه چشمات خیلی دوره..

...

دوست عزیزم کپی نکنی

ممنون میشم


[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 20:30 ] [ مژگان ] [ ]


داداشی.....

گفتی از این پس باید بهت بگم " داداشی " 
 
گفتی از این پس میخوای داداشیه من باشی...

 
 
چه سخته... تو تا دیروز عشقم بودی و یارم...
 
امروز شدی داداشم... بدجوری بی قرارم...
 
مگه میشه..؟ تا دیروز عشقم بودی و هستیم... 

امروز پیمان عشقو با همدیگه شکستیم... 

 

گفتی می مونی اما شرایطط همینه...

داداشیه من باشی... این شرط آخرینه...

خواستم بگم خدافظ... خواستم... دیدم نمیشه...

دیدم اگه نباشی " پریشونم همیشه " 
 
 
 
گریم گرفت وقتی که صدات زدم "  داداشم " 
 
 
آتیش گرفت وجودم.. آب رو آتیش می پاشم...

چه جوری باور کنم؟ خودت بگو داداشی؟
 
میشه من باشم پیشت اما داداش نباشی؟ 

میشه مث قدیما تو روبروم بشینی؟
    
بگی عاشقم هستی؟ تو خیلی نازنینی... 

چجوری باور کنم؟ چه سخته اینجا موندن... 

چه سخته واسه داداش از عاشقی سرودن! 

چه سخته اینجا موندن.. تو دل آتیش گرفتن...
 
خاطره های دیروز از یاد من نرفتن... 
 
دیروز عاشقم بودی.. امروز شدی داداشم..

داداش میشه با احساس کنار چشمات باشم؟

منتظرم یه روزی تموم کنی بازی رو.. 

دیگه داداش نباشی.. ول کن اسباب بازی رو.. 

داداش میشه بمونم؟ میشه واست بمیرم؟ 

میشه کنار یارت دست تو رو بگیرم؟

داداش از کجا اومد؟ از کجا پیداش کردی؟ 

آره از من قشنگتره اون که دورش میگردی.. 
  
 

 داداش یه چیزی میگم فک نکنی حسودم..
 
داداش..من..بیشتر از اون عاشق چشمات بودم.. 

داداش میسوزم اینجا.. میسوزم با وجودت.. 

دارم میمیرم داداش.. میمیرم با نبودت.. 

 هر چند شدی داداشم..اما اینجا اسیرم..
 
داداش نازنینم کاش بذاری بمیرم..  
 
داداش بذار بمیرم.. دلت واسم نسوزه..
 
این آبجیه دیوونه همون عشق دیروزه..
 
 
یادت رفته داداشی؟یادت رفته کی بودم؟ 

داداش یادت رفت دیروز واسه تو من چی بودم؟ 

داداش برو از اینجا.. خاطره هاتم ببر..
 
نذار بشم دیوونه .. از اینکه هستم بیشتر.. 
 

 

  
داداش خدانگهدار..داداش گریم گرفته.. 

چجوری باور کنم عشقم از اینجا رفته؟ 

داداش داداش داداشم... کاش بذاری فدات شم.. 

کاش بذاری بمیرم و خاک زیر پاهات شم..
 
داداش خدانگهدار.. داداشه بهتر از من... 
 
 برو از توی چشمام.. برو ازم دل بکن

.........

من که اینقد دوست دارم
توم بهم احترام بذار
کپی نکن عزیزم
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 18:2 ] [ مژگان ] [ ]


هنوز هم بی تو هستم...

 نه.. 

زندگی آنی نیست که تو برایم تفسیر کردی.. 

تو برای من زندگی را ( خودت ) تفسیر کردی.. 

تو گفتی که زندگی یعنی ( من ) 

نه.. 

معنای زندگی ( تو ) نبودی.. 

معنای زندگی من چیزی غیر از ( تو ) بود.. 

و من نمیدانستم.. 

من ساده تمام حرفهایت را باور کردم.. 

هر چه میگفتی قبول داشتم.. 

حتی تفسیرهای اشتباهت را.. 

.. 

 cartpostal-vv44.tk

 

یادم هست روزهایی را که عاشقت بودم.. 

بودی .. 

و بودم.. 

کنارم بودی.. 

عشقم بودی.. 

اما کجا رفتند آن روزها؟ 

کجا رفت آن زندگی ای که حرفش را میزدی؟ 

وعده و وعیدهایت کجا رفتند؟ 

کجا گم شدند آرزوهایمان؟ 

ای کاش میدانستی که بعد از تو از هر چه عاشقیست نفرت دارم.. 

دیگر هیچ آرزویی برایم نمانده.. 

دوباره عاشق شوم که چه؟ 

که روزی دوباره باز گردم به این روزها؟ 

باز گردم به حالی که اکنون دارم؟ 

نه..  

من دیگر آن آدم قبل نمی شوم.. 

دیگر گول حرف های دروغ را نمیخورم.. 

من بزرگ شده ام.. 

عشق تو بزرگ کرد مرا.. 

کم کم دارم معنای واقعی زندگی را میفهمم.. 

درک میکنم.. 

بدون تو.. 

بی عشقت.. 

بی تو.. 

بدون قلبت.. 

بدون چشمانی که عاشقم کردند.. 

من بی تو هنوز هم نفس میکشم.. 

هنوز هم طعم خوشبختی میتواند دنیای اکنون مرا وارونه سازد.. 

بدون عشق.. بدون تو.. 

.. 

کاش میدیدی که چگونه بی تو دوام آورده ام.. 

چگونه جای خالی حرفهای دروغت را پر کرده ام.. 

چگونه قربان صدقه ی خودم میروم.. 

چگونه کم کم دارم یادت را به فراموشی میسپارم.. 

کاش میدیدی.. 

تا شاید اندکی.. فقط اندکی..حسرت اکنون مرا میخوردی  

که چگونه بی تو میگذرانم.. 

تو به معنای واقعی یک دروغگو بودی.. 

کسی که تمام حرفهایش.. 

نگاهش.. 

همه اش دروغ بود.. 

راستی اسمت را به من درست گفتی؟  

آخر احتمالش هست که حتی گریه هایت هم دروغ بوده باشد.. 

نمیدانم من چگونه باور کردم.. 

نمیدانم چگونه دلم را به دستان سرد تو سپردم.. 

نمیدانم شب بود یا روز.. 

 نمیدانم چه ساعتی عاشقت شدم.. 

نمیدانم تو چه چیزی داشتی که من به سویت آمدم.. 

کاش پاهایم میشکست.. 

ای کاش میشناختمت.. 

ای کاش میدانستم که عاشقی حرفه ات بود.. 

تنها نقشی بود که به خوبی ایفا میکردی.. 

در حد بازیگران درجه یک هالیوود.. 

نمیدانم.. 

شاید حرفهایم را یک روز بخوانی.. 

من مطمئنم که آنروز پشیمان هستی.. 

و میخواهی برگردی.. 

 و من خواهم رفت ...

 

اما نه.. 

دیگر برای برگشتنت دیر است.. 

قلبم دیگر حوصله ی عاشق شدن ندارد.. 

تو تمام حوصله ی مرا گرفتی.. 

شاید برگردی روزی که میدانم نزدیک است.. 

اما نمیخواهم.. 

نمیخواهم برگردی.. 

آری درست شنیدی.. 

برگشتنت دیگر به درد من نمیخورد.. 

تو قلبم را شکستی.. 

شنیده ام که میگویند تسکین قلب شکسته آه است 

نه عذر خواهی.. 

نه .. نترس.. 

من نفرین نمیکنم تو را..

چون هنوز هم ذره ای خیلی کوچک از مهرت در دلم مانده.. 

اما آنقدر نیست که برگشتنت را تحمل کنم.. 

حتی تحمل این ذره ی کوچک از مهرت هم برایم سخت است.. 

می خواهم روزی با اقتدار در صفحه ی اول دفترم بنویسم : 

" فلانی از تو متنفرم " 

کاش..

کاش.. 

کاش.. 

کاش روزی تمام مهرت از دلم برود.. 

کاش ببینی روزگارم چگونه میگذرد.. 

بی تو دارم زندگی میکنم.. 

نمیدانستم بدون عشق تو هم میشود زندگی کرد.. 

معنای زندگی من هر چیزی بود به غیر از معنای تفسیر شده ی تو.. 

به غیر از ( تو ) 

به غیر از عشق.. 

کاش میدانستی رفتنت چگونه ویرانم کرد.. 

تا چند روز کارم شده بود گریه و سکوت.. 

اما کم کم به خودم گفتم که ارزشم را نداشتی.. 

" راستش هم نداشتی " 

آخر کسی که روزی به یک نفر دل ببندد اسمش مرد است؟ 

نه.. 

تو مرد نیستی.. 

تو نامردی هستی که من خوب میشناسمت.. 

کاش آن عشق جدیدت هم بداند که : 

" تو آنی نیستی که ادعا داری " 

کاش اسمت را میگذاشتند " دروغ " 

دروغ تنها اسمی است که کاملا با تو همخوانی دارد.. 

همه چیزش به تو میخورد.. 

ای کاش لحظه هایم همیشه بدون تو بودند از قبل.. 

کاش میدانستم عاشقی دروغی بود که تو با قسم خوردن 

مرا مجبور به باور آن کردی.. 

کاش باورت نمیکردم.. 

کاش میدانستی که این روزهایم بدون تو باز هم قابل تحملند.. 

حالا میفهمم که معنای واقعی زندگی من یعنی : 

" بی تو بودن " 

من هنوز هم بی تو نفس میکشم.. 

من زنده ام هنوز.. 

..

بهم احترام بذار

ترانه و متنامو کپی نکن عزیزم

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 14:44 ] [ مژگان ] [ ]


خیلی وقته که تو رفتی...

خیلی وقته که تو رفتی.. 

خیلی وقته کم آوردم.. 

خیلی وقته توی قلبت 

مث یه ستاره مردم 

 

وقتی رفتی از کنارم 

یادگاریتو نداشتم 

عکس چشماتو هزار بار 

توی قاب دل گذاشتم 

 

اما از شانس بد من 

قاب دل شکست هزار بار 

من گفتم : " بی تو می میرم " 

تو گفتی : " خدانگهدار " 

 

خیلی وقته دلم مرده 

تو ازم خبر نداری 

مگه از سنگه دلت که 

اینجوری طاقت میاری؟ 

 

خیلی وقته کم آوردم 

خیلی وقته که تو نیستی.. 

خیلی وقته تنها موندم 

یادت رفت عهدی که بستی.. 

 

تو برام " دردانه " بودی 

آخرین ترانه بودی 

تو مث لالایی شب 

حرف عاشقانه بودی.. 

 

خیلی وقته دلم مرده 

من توی قفس اسیرم 

من دیگه نفس ندارم 

" آره از زندگی سیرم " 

 

خیلی وقته که تو نیستی 

یادگاریتو ندارم 

صبر و حوصلم تموم شد 

مث ابر فقط میبارم 

 

من همیشه حتی تو خواب 

دعا میکنم چشاتو 

" خوشبخت شی هرجا که رفتی " 

دل من کرده هواتو.. 

 

گفتی لحظه های آخر 

عزیزم خدانگهدار " 

همه ی خاطره هامو  

تو به دست درا بسپار 

 

نشد..یعنی " نتونستم " 

چون چشات هنوز باهامه 

یاد چشمای قشنگت 

نای رفتن پاهامه... 

..

کپی کردن ممنوع


[ شنبه هشتم بهمن 1390 ] [ 17:30 ] [ مژگان ] [ ]